گفت وگو با هنگامه اخوان؛ بانوی خوش الحان موسیقی سنتی

روزنامه ایران - ندا سیجانی: هنگامه اخوان 64 ساله بانوی پیروز عرصه موسیقی سنتی و تنها یادگار استادش ادیب خوانساری است. اخوان مانند بعضی از هنرمندان، موسیقی را ازهمان دوران خردسالی شروع کرد و با حفظ امانت میراث گذشتگان، حافظ میراث موسیقی سنتی ایران شد و بی تردید تنها میراثدار سبک بانوی بزرگ موسیقی قمرالملوک وزیری است.

گفت وگو با هنگامه اخوان؛ بانوی خوش الحان موسیقی سنتی

می گوید: قمرالملوک وزیری هنرمندی وارسته، خوش قلب، مهربان و انسانی واقعی بودند. راستش را بخواهید از همان زمان نهال مهر این هنرمند بزرگ در قلب من کاشته شد و تا به امروز هم با او زندگی می کنم.، اما محدودیت درعرصه موسیقی علاوه براینکه سبب شده بانوان حضور کم رنگ تری در حوزه موسیقی داشته باشند، موجب شده همچنان به مرور آثار گذشتگان بپردازند. هنگامه اخوان در تبادل نظر با ایران از مسائل بانوان موسیقی در این سال ها و همچنین شرایط امروز موسیقی می گوید.

شما از چهره های پیروز خانم در موسیقی اصیل هستید و این تبحر و تجربه سبب شده، همچنان تا به امروز با علاقه این راستا را ادامه دهید. در ابتدا بفرمایید چه انگیزه ای سبب شد موسیقی را انتخاب کنید؟

از کودکی علاقه بسیاری به موسیقی داشتم؛ صدای خوش را از پدرم شنیده بودم و این علاقه مندی ابتدا در خانواده شکل گرفت. دوران ابتدایی ام به خاتمه رسیده بود و برای دیدن خواهرم به تهران آمدم. در واقع زندگی هنری من ازهمین جا آغاز شد. دیگرعشق به موسیقی تمام وجودم را پر نموده بوده و با تشویق خانواده در تهران ماندگار شدم. پایتخت بستری مناسب برای یادگیری موسیقی و آواز بود و دیگر به شمال بازنگشتم و در تهران همزمان با تحصیل، آموزش و یادگیری را نیز دنبال کردم. البته در این راه خواهر و شوهرخواهرم حمایت بسیاری کردند و مشوقان اصلی ام بودند.

سال ها مکتب اصفهان را نزد استاد ادیب خوانساری آموزش دیده اید و بعد از آن به سبک آوازخوانی قمرالملوک وزیری گرایش پیدا کردید. در واقع به نوعی وام دار سبک آوازی قمرالملوک وزیری هستید. در خصوص تغییر در نوع کار خود کمی شرح می دهید؟

آموزش ابتدایی من در آواز مکتب اصفهان بود، اما از شیوه و سبک های قدما نیز استفاده نموده ام. نخستین مرحله در آموزش موسیقی تقلید و الگو برداری از استاد است، اما بعد از آن که هنرجو به مراحل خاتمهی آموزش رسید دیگر باید خودش باشد و از تقلید دوری کند تا برای مستمع تکراری نگردد.

به ادیب خوانساری اشاره فرمودید؛ آیا شما تنها شاگرد استاد هستید؟

خیر. در کلاس استاد ادیب خوانساری هنرجویان بسیاری بودند. البته اسامی شان چندان در خاطرم نمانده است؛ برخی از همین شاگردان مدتی در کلاس ها شرکت داشتند و بعد از آن دیگر مراجعه نمی کردند. اما من علاقه بسیاری به شیوه آوازی ایشان داشتم، یازده ساله بودم که به رادیو آمدم و حدوداً 10 سال شاگرد استاد ادیب خوانساری بودم. بین سال های 1351 تا 1355 در اداره رادیو نزد ایشان آموزش دیدم و بعد از آن به علت نامناسب بودن اوضاع جسمانی استاد، کلاس های درس در رادیو تعطیل شد و ادامه آموزش را در منزل استاد ادیب گذراندم و از محضر ایشان کسب فیض می کردم. استاد پیانو می نواخت و در آنجا با گوشه ها و ردیف های آوازی آشنا شدم. می توانم بگویم که من تنها یادگار استاد ادیب خوانساری هستم.

یکی دیگر از مشخصه ها و در واقع مهم ترین عامل پیروزیت قمرالملوک وزیری احتیاج زمانه به نو شدن و دگرگونی بود؛ به عنوان هنرمند پیرو سبک ایشان چقدر از این ایده بهره برده اید و سعی نموده اید این دگرگونی و تغییرات را در کار خود ایجاد کنید؟

بانو قمرالملوک وزیری هنرمندی وارسته، خوش قلب، مهربان و انسانی واقعی بودند. راستش را بخواهید از همان زمان نهال مهر این هنرمند بزرگ در قلب من کاشته شد و تا به امروز هم با یاد او زندگی می کنم. کار من شیوه و چارچوب خاص خود را دارد و نمی توان تغییرات بسیاری در آن ایجاد کرد. در بیشتر کارهایم کوشش نموده ام اصول درست را رعایت کنم و امانتدار گذشتگان باشم، ولی شیوه های دیگری را هم در اجرا به کار می برم؛ شیوه هایی که فکر می کنم منحصر به خودم است و تقلید از سبک و شیوه کسی نیست. اگر یک موسیقیدان به معنای شعر آگاهی داشته باشد و آن را عمیقاً درک کند آن موقع با احساس تر و با تکنیک تر می تواند به آواز خود معنا ببخشد و بی تردید مستمع این احساس را درک می نماید و لذت می برد.

در طول زمان چه تغییراتی در کار های ایشان ایجاد شده است؟

برخی ها آمدند و تغییراتی در شیوه و سبک شعر و آهنگ های آن دوران ایجاد کردند، اما بازهم به زیبایی آن کار ها نیست. من با همکاری استاد لطفی کار های بازسازی شده بانو قمر را خوانده ام. شاید ایشان تغییراتی انجام داده باشند، اما قطعاً از چارچوب قدما خارج نشده اند، کار های استاد محمدرضا لطفی از شاخص ترین و تکرارنشدنی ترین موسیقی های دوران خود است و به عقیده من غیر قابل تغییر. اما به شخصه در شیوه و سبک آوازخوانی بانو قمر تغییری انجام ندادم و جمله های آوازی او را اجرا کردم. البته منظور همان کار های پیش از انقلاب است. چون در حال حاضر سبک خودم را در اجرا به کار می برم.

یکی دیگر از شاخصه های اخلاقی و شاخص قمرالملوک وزیری آنچنان که پدر شما اشاره داشته اند این بود که به عنوان یک انسان خیر و نیکوکار هم شناخته می شد. به عقیده شما، هنرمند به عنوان زبان اجتماع خود در بیان مسائل یا مباحث اخلاقی و جامعه چقدر می تواند تأثیرگذار باشد؟

هنرمند می تواند با اخلاق و رفتار انسانی زبان اجتماع خود باشد و در بیان مسائل جامعه همدل و همراه گردد، رفتار های نامناسب یک هنرمند روی مخاطب اثر مخرب دارد، از این رو انجام هر حرکت ناپسند یک هنرمند در جامعه خود تأثیر نابجا دارد و عمل کردن به ارزش های اخلاقی و بیان مسائل به زبان هنر درهر حوزه، جلوه و نمود ویژه ای در اجتماع عیان خواهد نمود.

نکته دیگر حضور در صحنه سیاست است. به نظرشما آیا دراین سال ها هنر و بویژه موسیقی سیاست زده شده یا آنکه هنری، چون موسیقی توانسته زبان آشتی فرهنگ ها و سیاست ها باشد؟

سال هاست می گویند فرهنگ و هنر بویژه موسیقی می تواند زبان گویای حضور در دنیای احساسی انسان ها باشد و حتی اگر زبان یکدیگر را متوجه نباشند، درک و احساس موسیقی می تواند اندیشه ها و دل های انسان ها را به یکدیگر نزدیک کند. البته شوربختانه موسیقی ای که امروز در جامعه ما شنیده می گردد مربوط به این جامعه و فرهنگ نیست و وام گرفته از فرهنگ دیگر کشور ها است و بی توجهی مسئولان به این مسأله سبب شده روز به روز شاهد عدم پیشرفت فرهنگی مخصوصاً در هنر موسیقی فاخر این سرزمین باشیم چرا که اختلاف بر سر بود و نبود آن زیاد است.

هنرستان موسیقی دایر است، در دانشگاه ها واحد های درسی موسیقی تدریس می گردد، ولی برای فرهنگ و هنرجامعه ما هیچ کارایی ای ندارند، به این علت که نمی توانند فعالیت داشته باشند و به هر دلیل از ارائه آن جلوگیری می گردد چرا که موسیقی را به عنوان یک شغل هنری در جامعه کنونی نمی شناسند. وقتی این همه دلنگرانی در خصوص موسیقی و در جامعه وجود دارد چطور می توان فعالیت های جهانی داشت و زبان گفتمان موسیقایی ایجاد کرد، البته هنرمندان انگشت شماری در کشور وجود دارند که واقعاً برای این هنر فاخر کوشش می نمایند، اما کافی نیست و باید برای این زبان عشق و معرفت هزینه کرد.

کمی به عقب برگردیم، دورانی که شما در رادیو با بزرگان موسیقی، چون پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی در گروه عارف و شیدا همکاری داشتید. به عقیده شما با توجه به نابسامانی و شرایط بد امروز موسیقی در حال حاضر چقدر وجود چنین گروه ها و بزرگانی برای نجات موسیقی احتیاج است؟

جای این بزرگان موسیقی واقعاً در جامعه خالی است و دیگر تکرار نخواهند شد. در گذشته هنرمندان متشکل از ترانه سرا- شاعر- آهنگساز، هر کدام به نوبه خود به سیاست وارد می شدند و با مسائل جامعه خود آشنا بودند و با توجه به آن ها غزل یا ترانه می سرودند. آهنگساز هم بر مبنای آن ها ملودی می ساخت و خواننده با همان شور و هیجان به کل مجموعه موسیقایی معنا می بخشید.

حتی در اوایل انقلاب هم این جریان ادامه داشت و بزرگانی، چون استادان لطفی، مشکاتیان و دیگر عزیزان هنرمند، کار های ماندگاری خلق کردند که تاکنون هم قابل شنیدن است، اما رفته رفته در اثر بی توجهی مسئولان، فراوری این گونه آثار کمرنگ شد. چند سالی است که یک نوع موسیقی به اصطلاح پاپ در جامعه شنیده می گردد که اصلاً نمی توان به آن معنای موسیقی شنیداری اطلاق کرد.

ولی متأسفانه دلالان بی هنر برای بهره بردن از جیب مخاطبان به آن معنای موسیقی می دهند و با برنامه هایی که به نام اجرا های صحنه ای با حرکت موزون و غیرمعقول همزمان با زدن بر طبل و کوزه، (با وجود پیشینه فرهنگی غنی و چند صد هزار ساله موسیقی در جامعه ما)، مانند قارچ رشد نموده اند و نمی دانیم حمایت نمایندگان آن ها از کجا سر در آورده اند و بدین گونه تیشه به ریشه موسیقی اصیل و فاخر کشورمان می زنند و بی تردید نجات موسیقی جز با همدلی و همسویی مسئولان امکان پذیر نخواهد بود.

آیا در حال حاضر مانند دوران گذشته دلنگرانی و دغدغه برای ارائه یک کار خوب به چشم می خورد؟

بله. دلنگرانی که زیاد است و در این چند سال هم کار خوب به وسیله هنرمندان دلسوز به جامعه ارائه شده است، اما، چون انگیزه ای برای کارکردن وجود ندارد هر چقدر هم کوشش نمایند باز هم کمتر به گوش مخاطب می رسد. وقتی برای ارائه یک آلبوم یا کنسرت می بایست از هفت خان گذشت و... نگران بودن از اینکه با همه این هزینه های صورت گرفته آیا مجوز داده می گردد یا خیر، سبب شده هنرمندان دلسرد شوند و بر همین اساس کار فاخر کمتر شنیده می گردد و مدام ملزم به تکرار گذشته ها هستند.

به عقیده من، کار هایی که اکنون شنیده می گردد بیشتر ملودی سازی است نه آهنگسازی، اما با این حال برخی از آن ها بسیار زیبا است و گوش نواز، البته روی سخنم بیشتر پیشکسوتان هستند که در حال حاضر به صورت انگشت شمار در حیطه موسیقی فعالیت دارند. جوانان عزیز ما که در این رشته تحصیل نموده اند و فعالیت دارند یا درحال آموزش هستند، باید به این موضوع بیشتر توجه داشته باشند.

خانواده ها هم باید بدانند که موسیقی اصیل ایرانی یک فرهنگ است و استادان گذشته بخش مهم این فرهنگ هستند و نباید فراموش شوند. همچنین پدر و مادر ها باید در شکل گیری این توانمندی مؤثر باشند. امید وارم بچه ها و جوانان ما به سمت موسیقی درست و فاخر ترغیب شوند و البته این مهم از جانب بخش فرهنگی کشور باید حمایت گردد.

مرغ سحر قطعه نوستالژیک و نام آشنای مخاطبان موسیقی است. کمی در خصوص محبوبیت این قطعه در بین اهالی موسیقی و مردم شرح می دهید؟

تصنیف مرغ سحر از ساخته های مرتضی خان نی داوود، همراه با ویلون موسی خان معروفی و با شعر ملک الشعرای بهار، به لحاظ داشتن مضمونی سیاسی، اجتماعی و زبان حال مردم جامعه و نیز ارزش های موسیقایی و ادبی، یکی از ماندگارترین تصنیف های موسیقی معاصر ایران به شمار می رود. مرغ سحر را می توان سرود شکست آرمان ها و شعار های انقلاب مشروطه دانست؛ فریاد نهفته دل هاست. سخنی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

عمده آثار شما منحصر به تصانیف و آثار قمر الملوک وزیری و روح انگیز است؛ آیا علاقه مند نبودید سبکی نو در موسیقی آوازی خود داشته باشید؟

منظور شما از سبک نو چیست؟ من بعد از انقلاب، مدت ها به علت ممنوع بودن صدای بانوان فعالیت صحنه ای نداشتم و فقط تدریس انجام می دادم. این موضوع خیلی روی فعالیت و ادامه کار های من تأثیرگذاشت و پس از آغاز دوباره فعالیت هنری ام، مثل امروز نوازنده های خوب که برای بانوان اجرا داشته باشند دیگر وجود نداشتند. به دلیل اینکه می خواستم سبک خاص خودم را ادامه بدهم مجبور به بازخوانی کار های بزرگان و آثار گذشته شدم.

اینگونه مسائل حتی روی کار های آقایان هم تأثیرگذار بود. من شخصاً تمایلی به کار هایی که برخی از عزیزان هنرمند در آوازهایشان انجام می دهند ندارم، به همین دلیل سعی کردم ادامه دهنده سبک قدما باشم. ناگفته نماند آهنگسازان بسیاری به بنده لطف داشتند و ساخته های خود را برای اجرا ارائه دادند. اما وقتی گوش دادم دیدم بعد از این همه سال مناسب سبک و شیوه خواندن من نیست و عذرخواهی کردم.

در همان دوران (سال 63) در بخش آرشیو صدا و سیما مشغول به فعالیت بودید و قطعاً با محیط رسانه ملی آشنایی داشتید. به نظر شما صدا وسیما در معرفی موسیقی و انتخاب ذائقه درست شنیداری مخاطبان چقدر تأثیرگذار است؟

قطعاً بسیار تأثیر خواهد داشت، اگر شما خوراک خوب و با کیفیت به شخص بدهید ذائقه اش به خوب خوردن عادت می نماید و برعکس. جوانانی که در عرصه موسیقی کار می نمایند و می خواهند ره چندین ساله را یک شبه طی نمایند و هنر موسیقی را به چشم تجارت می بینند، هرگز به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. مکرر در مصاحبه هایم گفته ام که در این خصوص صدا وسیما را مقصر اصلی می دانم، چون در حال حاضر چشم و گوش مستمع به این جعبه جادویی وابسته شده و همه چیز را از این دریچه می بیند، آیا شما در این حدود چهل سال از رسانه ملی موسیقی خوب و فاخر دیده یا شنیده اید؟ آیا تاکنون تصویر آلات موسیقی قابل نمایش است؟ علت اصلی این وضع و پخش نکردن آثار موسیقی اصیل، رسانه دولتی است.

رسانه ملی هیچ برنامه ای جهت آنالیز و تحلیل انواع موسیقی ایرانی نداشته و همین عامل باعث شده جوانان ما شناختی در خصوص موسیقی ایرانی نداشته باشند. تمام برنامه های صدا و سیما فقط موسیقی پاپ است، آن هم از نوع نامطلوب، نامناسب، بی محتوا و بی کیفیت، با شعر های ضعیف و یکبارمصرف که خیلی زود فراموش خواهند شد. این برنامه ها هیچ گونه ارزش هنری و ماندگاری ندارند؛ خواننده ها رنگ و قدرت صدای خوبی ندارند و به دلیل استفاده از نرم افزار همه شبیه هم می خوانند. به همین جهت موسیقی اصیل کمرنگ تر شده و عده ای سود جو می خواهند فاتحه آن خوانده گردد و این شرایط بسیار تأسف بار است.

در بخش آموزش موسیقی شرایط آموزشی موسیقی بانوان را چگونه ارزیابی می کنید؟

آن طور که شنیده ام در حال حاضر بسیاری از بانوان به آموزش موسیقی مشغول هستند؛ البته بدون مجوز و باز هم باید عرض کنم که از نظر توان آموزشی بسیار ضعیف عمل می نمایند. چطور می گردد هنرجویی با دو یا سه سال آموزش، تصمیم به آموزش موسیقی به دیگران داشته باشد؟ بار ها در شورا های موسیقی در خصوص این موضوع اعتراض کردم و تأکید داشته ام باید این نوع آموزش ها کنترل گردد تا در آینده لطمه ای به موسیقی ایرانی نخورد، اما متأسفانه تاکنون به نتیجه مطلوب نرسیده ام. در واقع بهتر است بگویم موسیقی جنبه تجارت به خود گرفته و در بخشی هم آمیخته با سیاست شده است، بنابراین روح موسیقی اصیل ایرانی باید حفظ گردد و مسئولان در این حیطه باید کوشش نمایند.

با توجه به سال ها حضور در بخش موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کارشناس موسیقی، شرایط امروز موسیقی بانوان را چگونه ارزیابی می کنید؟ در خصوص نوع شعر یا خارج بودن صدا.

البته در شرایط فعلی جامعه بسیار خوشحالم که بانوان در امر موسیقی فعالیت چشمگیری دارند و بسی جای امیدواری است. اما بی پرده بگویم مسائلی هم دارند که فکر می کنم بیشتر مربوط به تمرینات کم باشد. البته بیشتر کار های بانوان بازخوانی آثار گذشتگان است که به جهت هزینه ها و مسائل پیش رو مجبور به این کار هستند و بیشتر کار های آن ها تصنیف خوانی است و به آواز کمتر توجه می نمایند؛ شنیده ام می گویند مخاطبان از آواز خسته می شوند.

این تصور اشتباهی است. در خصوص شعر یا خارج بودن صدا هم بیشتر آن ها مشکل دارند که باید با تمرین های زیاد و پی درپی این نواقص را رفع نمایند. در انتخاب شعر در قسمت آواز خیلی کوشش نمایند که مناسب حال و هوای آن دستگاه یا گوشه آوازی بخوانند همچنین از آواز بزرگان و استادان موسیقی استفاده و بهره بیشتری ببرند و زیاد به برنامه گل ها و کار های اجرا شده در آن دقت نمایند.

شرایط اجرا برای موسیقی بانوان چگونه است؟ چرا خانم ها در شهرستان ها اجازه اجرای کنسرت ندارند؟

البته در سال های اخیر فعالیت بانوان خواننده و نوازنده در جامعه خارج از مسائلی که عنوان کردم، بسیار چشمگیر شده است. بیشتر مجوز های اجرای کنسرت بانوان در تهران صادر می گردد. البته پاره ای وقت ها برخی ها مشکل ایجاد می نمایند و باعث کنسل شدن کنسرت هم می شوند، اما نه مانند شهرستان ها. خیلی کوشش کردیم که مشکل مجوز در شهرستان برای بانوان رفع گردد، اما هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده ایم. حتی خود من هم تا مرحله اجرا پیش رفتم، اما متأسفانه از سوی مسئولان استانی بدون هیچ شرحی با برگزاری آن مخالفت شد. فعلاً سلیقه ای است و ما همچنان با صبوری به کار خود ادامه می دهیم.

خواسته شما برای بانوان هنرمند سرزمین تان چیست؟

عشق و علاقه به موسیقی اصیل، فاخر و کوشش برای بهبود و فراگیری آموزش ها نکته بسیاری مهمی در این زمینه است. در اصل باید عاشق موسیقی فاخر بود وگرنه ره چندین ساله را یک شبه طی کردن و به موسیقی به چشم تجاری نگاه کردن، در هیچ زمانی نتیجه مطلوب نخواهد داشت.

و در خاتمه پس از سال ها فعالیت در عرصه موسیقی؛ آرزوی هنگامه اخوان بانوی نام آشنای موسیقی ایران چیست؟

آرزویم پیروزیت برای همه هنرمندان کشور است. اما در جامعه کنونی باید از قوانین پیروی کرد. برای بانوان کشور در همه عرصه های هنری مخصوصاً هنر موسیقی اصیل و فاخر آرزوی بهروزی و پیروزیت دارم و با همه مسائل و موانع پیش رو از مسئولان کشور می خواهم به موسیقی به عنوان یک فرهنگ اصیل و ماندگار نگاه ویژه داشته باشند و از وضع قوانین دست و پا گیر برای هنرمندان اجتناب نمایند.

منبع: برترین ها

به "گفت وگو با هنگامه اخوان؛ بانوی خوش الحان موسیقی سنتی" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "گفت وگو با هنگامه اخوان؛ بانوی خوش الحان موسیقی سنتی"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید