گئورگ الزر؛ مردی که می خواست از جنگ جلوگیری کند

خبرنگاران: 8 نوامبر (17 آبان) هشتادمین سالگرد کوشش نافرجام گئورگ الزر (Georg Elser) برای ترور هیتلر است. او پس از دستگیری، در بازپرسی ها گفت که هدفش تنها جلوگیری از خونریزی های بیشتر رژیم هیتلری بوده است.

گئورگ الزر؛ مردی که می خواست از جنگ جلوگیری کند

اقدام الزر تا دهه 90 قرن گذشته با بی اعتنایی و حتی انکار بخش هایی از جامعه آلمان روبرو بود، کوشش شماری از افسران ارشد برای ترور هیتلر در ژوئیه 1944، سال ها بعد بتدریج مورد اعتنا نهاده شد و بزرگ داشته شد.

محافلی در آلمان اصلا باورشان نمی شد که کارگری از یک خانواده معمولی بنا با تشخیص خودش به ضرورت نابودی هیتلر برسد و ظن داشتند او عامل مسکو یا لندن باشد. تنها هفت دهه بعد از جنگ جهانی دوم یعنی از اوایل قرن حاضر بود که الزر صندلی واقعی خود را در تاریخ جنگ جهانی دوم یافت و نگاه به اقدام او برایترور هیتلر تا حد زیادی عوض شد.

گئورگ الزر بر اساس وجدان خود تصمیم به ترور پیشوا گرفت

در واقع در دهه های پس از جنگ هیچ کدام از کسانی که قصد داشتند هیتلر را با اقدامی قهرآمیز از میان بردارند به اندازه گئورگ الزر مورد فراموشی و بی توجهی قرار نگرفتند. این اقدام فردی و مقاومتی که در کودتای 20 ژوئیه 1944 نیز تجلی یافت تا مدت های مدید اعتنا و احترام لازم را نیافت. حتی مدت ها ندا هایی به گوش می رسید که این گونه مقاومت ها را خیانت به میهن تلقی می کرد.

نوامبر سال 1939 یعنی زمانی که الزر علیه هیتلر اقدام کرد دو ماهی از تجاوز قوای نازی به لهستان و کلید خوردن جنگ جهانی دوم می گذشت. از چند سال پیش تر هم در اردوگاه های اجباری و زیرزمین های گشتاپو، حق زندگی و سلامت و حق آزادی انسان ها به گونه ای منظم و سیستماتیک نقض و پایمال می شد.

اشکال دیگر اعتراض و مخالفت غیرممکن بود و اعزام شدگان به اردوگاه ها و دستگیرشدگان گشتاپو نمی توانستند به جایی شکایت برند. نه پلیس نه دستگاه قضایی مامنی برای حمایت در برابر جور و ستم رژیم نازی نبودند. گئورگ الزر ظاهرا به این باور رسیده بود که در چنین شرایطی حق مقاومت دارد.

هیتلر در سال 1923 کوشش کرد با کودتا قدرت را قبضه کند

آدولف هیتلر در روز هشتم نوامبر 1923 یعنی حدودا ده سال قبل از آن که در یک انتخابات بحث انگیز به قدرت برسد، کوشش نموده بود با کودتا قدرت را قبضه کند، کوششی که ناکام ماند. پس از آن او هر سال در رستورانی در مونیخ در بزرگداشت این کودتا برای ابواب جمعی اش در درون حاکمیت، سخنرانی می کرد.

هشتم نوامبر سال 1939، اما سخنرانی او مثل قبل مفصل و طولانی نبود و سریع تر از همواره رستوران را ترک کرد تا به برلین برگردد. استدلال این بود که با توجه به جنگ در شرق کشور، پیشوا می باید برای مدیریت اوضاع تا حد ممکن در برلین باشد. همین خروج پیش از موعد که به بدی هوا هم بی ارتباط نبود طرح الزر را ناپیروز گذاشت.

ساعت 21:07 دقیقه هیتلر رستوران را ترک کرد و ساعت 21:20 در همان جایی که او سخنرانی نموده بود بمبی منفجر شد و کل آن نقطه و چندمتری این سو و آن سوتر را به تلی از خاکستر بدل کرد. هشت نفر کشته شدند و شصت نفر زخمی. طرفداران هیتلر جان به در بردن او از اقدام الزر را به عنوان امداد غیبی در بوق و کرنا کردند.

اقدامی که ستایش و شرم ما را برمی انگیزد

همان شب الزر در حالی که قصد داشت به سوئیس برود و مخفی گردد شناسایی و بازداشت شد. این کارگر چوبکار که در نواختن موسیقی هم سررشته ای داشت در بازپرسی زیر شکنجه حرف هایی زد که برای عمال رژیم هیتلری باورش سخت بود. او گفت که به تنهایی در باره نابودی هیتلر و همکاران ارشدش تصمیم گرفته، مواد منفجره را هم به تنهایی تهیه نموده و در طول سی شب مخفیانه ستون نزدیک پشت محل نطق هیتلر را خالی و مواد را در آن جاسازی نموده است، تنها در پاسخ به ندای وجدانش.

فرانک والتر-اشتاین مایر، رئیس جمهور آلمان چهارم نوامبر سال جاری در پاسداشت حرمت الزر از سنگی نمادین در زادگاه او پرده برداری کرد. او در سخنانی اقدام الزر را گواهی دانست بر این که مردم عادی بجای حمایت فعال از رژیم هیتلری یا انفعال، این امکان را داشتند که علیه رژیم او تا این حد خطر نمایند و لزوما حمایت و پشتیانی نخبگان سیاسی و نظامی دور و بر هیتلر ضروری نبوده است.

او گفت: الزر نماد فردیت مطلع و هوشمند بود که به رژیم هیتلری نه گفت، از در حمایت از آن در نیامد، در برابر آن به انفعال نگریخت. او با اقدامش ما را حالا هم به ستایش هم به شرم وامی دارد، شرم از این که چگونه به او در دهه های متمادی بی اعتنا ماندیم و شان و ارجش را به جا نیاوردیم.

الزر یک سال در اندیشه و تدارک اقدام علیه هیتلر بود

الزر یک سال در اندیشه و تدارک اقدام علیه هیتلر بود و این زمانی بود که جنون حمایت از رهبر به شاخصه بخش بزرگی از جامعه آلمان بدل شده بود. الزر گرچه کارگری ماهر بود، تحصیلات دانشگاهی نداشت، ولی با مطالعه بیگانه نبود و با دقت و درنگ در ایدئولوژی رژیم هیتلری و با نگرانی از قرارداد مونیخ -که نوعی سازشکاری بریتانیا و فرانسه در قبال رژیم هیتلری و مقاصد تجاوزطلبانه او تلقی می شد- شخصا به این درک رسیده بود که یک جنگ گسترده در راه است.

بنا بر پروتکل بازپرسی های الزر، او به هیچ وجه درک انتزاعی از سیاست نداشت و معطوف به ایسم ها نبود، ولی احساس می کرد آلمان تنها با حذف رهبران وقت (هیتلر، گورینگ و گوبلز) تغییر و تحول می یابد و امیدوار بود پس از حذف این افراد، شخصیت هایی میانه رو قدرت را در دست بگیرند، رهبرانی که به کشور دیگری تجاوز ننمایند و وضعیت طبقه کارگر را بهبود بخشند.

او همچنین بر این باور بوده که سوءقصد به جان رهبر رژیم نازی مانع از خونریزی های بیشتر خواهد شد. او به خاطر نفرتی که از هیتلر داشت سعی می نموده در بازپرسی ها حتی اسم او را هم بر زبان نیاورد.

الزر به رغم سمپاتی به حزب کمونیست آلمان باور های مسیحی داشت و آنچنان که در اسناد بازپرسی اش آمده برایش ورای حقوق کارگران و آزادی های فردی، مسئله مهم جلوگیری از خونریزی ناشی از گسترش جنگ بوده است.

عمال رژیم هیتلری، الزر را پس از بازداشت و بازپرسی عامل سازمان جاسوسی بریتانیا دانستند و در سلولی انفرادی در اردوگاه ساکسن هاوزن به بند کشیدند. قرار بود که بعد از جنگ او را دادگاهی نمایند، ولی نهم آوریل 1945 زمانی که رژیم نازی به سرانجام خود نزدیک می شد در همان اردوگاه دارش زدند.

گرچه حالا ادای احترام به الزر به امری نسبتا گسترده در آلمان بدل شده و خیابان ها و مدارس و بنا های یادبود متعددی هم به اسم او نامگذاری شده، ولی نام او دهه ها به فراموشی و بی اعتنایی سپرده شده بود.

اشتاین-مایر در همان سخنرانی گفت: زمان زیادی گذشت تا ما کلا مقاومت در برابر رژیم هیتلری را به دیده احترام بنگریم و مدتی دیگر هم باید سپری می شد که بخصوص مبارز برجسته ای همچون الزر را بازشناسیم، موضع و رفتارش را ارج نهیم و تکریمش کنیم.

خانواده هم مهر سکوت بر لب زده بود

امتناع و سکوت نسبی در دو سه دهه پس از جنگ نسبت به جنایاتی که در آن دوره صورت گرفت و تن زدن از بازخوانی رفتار جامعه آلمان با رژیم هیتلری، در بی اعتنایی عمومی به مقاومت در برابر آن رژیم تاثیر داشت. خود رژیم هیتلری هم از دامن زدن به این شایعه هم فروگذار ننموده بود که الزر از خودشان است و صرفا مجری طرحی بوده که رژیم قصد داشته با آن نامیرایی هیتلر را به جامعه القا کند.

اوراق بازپرسی الزر، اما قلم بطلان بر این شایعات کشیدند.

مردم شهرک الزر نیز از خشونت حکومت هیتلر در امان نمانده بودند، آن ها را دائم برای کسب اطلاعات زیر فشار و بازپرسی می گذاشتند، به زور به صف اول جبهه جنگ می فرستادند یا بلایی بر سر صاحب بی خبر رستوران و مغازه های اطراف می آوردند و آن ها را به اردوگاه کار اجباری فرستادند. این ها همه و همه نوعی یادمان توام با کابوس برای این جمعیت رقم زده بود. حتی اعضای خانواده الزر هم تا سالیان دراز پس از جنگ در باره او صحبت نمی کردند.

الزر پس از دهه ها، در آلمان مورد احترام نهاده شد

پسر خواهر الزر در همان مراسم که رئیس جمهور آلمان سخنران اصلی اش بود به یاد آورد که چهل سال آزگار در خانواده هم سخن گفتن در باره او تابو بود. تابو زمانی شکست که بالاخره در دهه هشتاد قرن گذشته پروتکل بازپرسی های الزر انتشار یافت و فیلمی بر اساس زندگی او ساخته شد، از آن پس بود که سرم را بالا گرفتم و به چنین دایی ای افتخار کردم.

در خود زادگاه الزر هم تازه در دهه نود قرن گذشته، یعنی بیش از چهل سال پس از کشته شدن او بود که با روی کار آمدن یک شهردار جوان، ستایش از او جدی تر شد. سال 1990 آرشیوی به نامش افتتاح کردند و سال 1995 مراسمی رسمی در بزرگداشت او برپا شد.

سخنرانی خانم یوتا لیمباخ در در سال 2003 در صدمین سالگرد تولد الزر که بر تشریح حقوقی و اخلاقی اقدام دلیرانه و معطوف به رهایی این مخالف رژیم هیتلری و تاثیر آن در تدوین قانون اساسی جدید آلمان متمرکز بود بازتاب گسترده ای یافت و نگاه های احترام آمیز به سوی الزر بیشتر جلب شد.

هم لیمباخ در آن سخنرانی هم رئیس جمهور آلمان در سخنرانی خود بر این سوال متمرکز شدند که آیا اقدام الزر که جان عده ای دیگر را هم گرفته و به خود هیتلر آسیبی نزده به لحاظ اخلاقی می تواند قابل توجیه باشد یا نه.

اشتاین مایر به یاد آورد که اقدام الزر همه اعضای کادر رهبری رژیم هیتلری را که در رستوران جمع بودند نشانه رفته بود، از خود هیتلر گرفته تا تئودور هس، ژوزف گوبلز، اریش هیملر و بسیاری دیگر. او اگر پیروز می شد کل رژیم هیتلری بی سر می شد.

مخمصه اخلاقی عمل و بی عملی

با این همه، آیا چنین اقدامی به لحاظ اخلاقی به خطرش می ارزید، اقدامی ناکام که کسانی را از بین برد که نمی بایست از بین بروند.

لیمباخ در پاسخ به این سوال به وسوسه و دقت الزر توجه داده است که طرح را طوری تدارک دیده بود که زمان انفجار بمب حتی یک گارسون هم حتی الامکان در نزدیکی هیتلر نباشد تا خون بی گناهی ریخته نگردد.

اشتاین مایر هم در پاسخ به این سوال گفت که درنگ اخلاقی در این شرایط نوعی مخمصه است و همه کسانی در مهار جنایات گسترده رژیم هیتلر همه راه های مقاومت مدنی را بسته می دیده اند با این مخمصه روبرو بوده اند. به عبارتی، آن کس که در چنین شرایطی اقدام می نماید به هر صورت دست به خشونت می آلاید و آن کس که اقدامی نمی نماید هم به سهم خود راه را بازمی گذارد که خشونت و جباریت یک رژیم توتالیتر ادامه یابد.

در بنای یابود الرز نقل قولی از او حک شده: می خواستم از جنگ جلوگیری کنم

اشتاین مایر هم مانند لیمباخ بر این نکته تاکید نمود که الزر در بازپرسی هایش از این که طرحش به خاطر عواملی خارج از اراده او به مسیری دیگری افتاده و قربانیانی ناخواسته گرفته وجدانی مکدر دارد و مسئولیت کامل آن را می پذیرد.

با این همه، همین تجربه اخلاقی سخت و جان سوز الزر و بعضی دیگر مثل او بود که ما را به آنجا رهنمون شده که در قانون اساسی خود بیاوریم که آنگاه که رژیمی توتالیتر مصدر کار گردد و حفظ آزادی ها و حقوق دمکراتیک در برابر تجاوز آن با هیچ شیوه مدنی امکان پذیر نباشد، حق مقاومت برای شهروندان محفوظ است.

اثری که اشتاین مایر در آستانه هشتادمین سالگرد اقدام الزر علیه هیتلر در زادگاه الزر رونمایی کرد یکی از ما، ولی متفاوت از ما نام دارد و سنگی است از بتون که یک قطعه چهارگوش از وسط آن بیرون آمده، به همان اندازه، ولی از چوب لایه لایه، نه از بتون.

سنگ بزرگ و بی روح به گفته طراحان نمادی است از جامعه مقهور، یک دست، ثناگو یا منفعل، جامعه ای که اراده به آزادگی و حریت و انسانیت را وانهاده و تکه چوب لایه لایه که از همین کلیت جدا شده با رنگی متنوع تر، نمادی است از الزر که از جمع بیرون آمده و به راه دیگری قدم گذاشته است.

منبع: bbc

منبع: برترین ها
انتشار: بروزرسانی: 9 دی 1398 شناسه مطلب: 468

به "گئورگ الزر؛ مردی که می خواست از جنگ جلوگیری کند" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "گئورگ الزر؛ مردی که می خواست از جنگ جلوگیری کند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید